جمله های اَفتر شِيوي
از جمله هاي كليشه اي متنفرم. از اينكه اول كتابي رو كه ميخواهم كادو بدم بنويسم: "تقديم به دوست عزيزم......" يا "اميدوارم در سايه ي خانواده ات................" .
دوست دارم اول كتاب چيزي بنويسم كه:
۱- جمله ي خودم باشه و فكرش مال خودم باشه. و از اينكه جمله اي معروف از بزرگان بنويسم متنفرم.
۲- اون جمله مخصوص كسي باشه كه قراره كتاب رو كادو بگيره و نتونم اول كتاب ديگه اي براي شخص ديگه اي بنويسم.
۳- اون جمله شديدا و دقيقا و كاملا احساس من به شخص كادو گيرنده رو انتقال بده.
۴- به كسي كه كتاب رو كادو ميگيره، با ديدن و خواندن جمله احساس خوب و كيف آوري دست بده.
دليل اينكه اينها رو گفتم اين بود كه داشتم اول كتابي رو پُر ميكردم از جملات محبت آميز و خودم كيف ميكردم كه: اووووف چيا نوشتم. اگه الاغ نباشه و معنيشونو بفهمه (كه نيست و ميفهمه) خيلي حال ميكنه با اين يه صفحه اي كه پُر كردم.
و در اون موقع شديدا دلم خواست كه كتابي داشته باشم كه دوستي كه برايم اهميت دارد بهم كادو داده باشه و اولش پُر از حرفهاي محبت آميز باشه. و شديدا احساس كمبود كردم و افسوس خوردم كه اول كتابهايي كه كادو گرفتم پُر از جملات كليشه اي و معروف و از متن كتابهاست.
پارسال مهديه كتاب "درخت زيباي من" رو كه فراز بهش كادو داده بود، بهم امانت داد تا بخونم.
اول كتاب رو خودش نشونم داد (از اينكه نوشته ي اول كتابي رو كه امانت ميگيرم بدون اجازه ي صاحب كتاب بخونم متنفرم). خيلي به اون "اول نوشتِ" كتاب حسوديم شد و با اينكه عين كتاب رو براي خودم خريدم اما احساسي كه به كتاب مهديه داشتم به كتاب خودم نداشتم. چون كتاب مهديه به خاطر "اول نوشت" اش خيلي گرانبها شده بود.
از جمله اي كه خيلي خوشم آمد اين بود: اميدوارم همون قدري كه من و اشكان و پرشين و نويد و كيوان و اقاي ساكت و خانم قاسملو و..... با خوندن اين كتاب گريه كرديم، تو هم گريه كني.
حس كردم چقدر اين جمله كيف آور و يك بار مصرفِ. جمله اي كه مخصوص مهديه نوشته شده و اول هيچ كتاب ديگه اي، هيچوقت نوشته نمیشه.
دوست دارم اول همه ي كتابام پُر از جمله هاي "يك بار مصرف" باشه. جمله هايي كه مخصوص خودِ من نوشته شدن.
اسم جمله هاي دم دستي و كليشه ايِ اول كتابها رو گذاشتم "جمله هاي افتر شيوي(after shave)"
چون مثل اين كادوهاي تولد ميمونن كه از سر باز كني و براي رفع تكليف خريداري ميشن و اكثر اوقات افتر شيو هستن.
از اين كادو ها متنفرم و حاضرم بميرم و براي كسي افتر شيو كادو نبرم.
دوست دارم به اطرافيانم كادويي بدم كه بابت خريدش (يا درست كردنش) مدتها فكر كردم ؛ به اينكه آيا خوشش مياد؟ به دردش ميخوره؟ بهش مياد؟ شبيهشو نداشته باشه. كس ديگه اي براش عين اين نياره.
اين كار نشون ميده كه اون شخص برام مهمه.
برام مهمه كه به هر كس چه كادویي بدم و مهمتره كه چه جوري بسته بنديش كنم.

پ.ن: مهديه و فراز عزيز ببخشيد كه بدون اجازه از كتابتون نقل قول كردم.





